متین کوچولو

نوشته ‌هاي مامي و بابایی براي متین

سلام مامانی  مهلبونمممممم پسر 15 ماهه من

قربون اون بوسه هات برم که منو کلی ذوق زده میکنه

خیلی دیر شد برات بنویسم ببخشید گلم

اگه بخوام از ماه گذشته برات بگم خیلی طولانی میشه به همین خاطر یه خلاصه ای برات می نویسم عزیزم.

اوایل بهمن مریض شدیم دوباره ... یه بار بردیمت دکتر و خوب نشدی به همین دلیل دو روز بعدش دوباره رفتیم دکتر که خداروشکر بعد از یک هفته از شروع مریضیت بالاخره خوب شدی . البته هنوز هم آبریزش بینی داری که نمی دونم دنباله مریضیته یا به خاطر دندون.

دوباره مرواریدات دارن 4 تایی با هم نیش میزنن.  اینه که خیلی اذیت میشی به ویژه شبا.

کارای خیلی قشنگی یاد گرفتی.

به شعر حسنی نگو یه دسته گل( سی دی حسنی توی ده شلمرود) خیلی علاقه داری به حدی که بعضی وقت ها 5 تا 6 بار نگاه میکنی و برای منم تعریف میکنی با زبون خودت.

خاله بهت یاد داده وقتی بگیم ببعی میگه ؛ تو میگی بع ...دنبه داری ؟؟؟ تو میگی نه نه ... خیلی قشنگ اینا رو میگی هر کی شنیده تعجب کرده.

دیگه حسابی راه رفتن رو یاد گرفتی در حدی که از دیوار راست هم میری بالا... همچنان خاموش و روشن کردن چراغ ها رو به روش مبل نوردی دوست داری حالا بعدا عکساشو برات میزارم خودت بعدا ببینی .

کیف سی دی هاتو باز میکنی و خودت یه سی دی انتخاب می‌کنی تا برات پخش کنم.

عکس‌های آلبوم رو خیلی دوست داری.

آشپزخونه  اومدن  رو خیلی دوست داری.  به ویژه خالی کردن کابینت ها و ریختن ادویه ها روی زمین.

یه بار رفتیم  فروشگاه خرید و شما یه توپ خوشمل رو توی سبد انتخاب کردی که طرح پو داشت دقیقا طرح اتاقت و وسایلت. و ماهمون توپ رو از روی سبد می‌دادیم بهت نمی گرفتی و می گفتی همونی که من می خوام ما هم سبد به اون بزرگی رو زیر و رو کردیم تا همون توپ رو بهت بدیم.

الان دیگه خیلی از کلمات رو تکرار می کنی:

مامان: ماما، آما                     آب: آبه                     بسه:‌بس

بابا: بابا، آبا                         قاقا: هام،‌آم                 بده: بد

خاله: آله، آلا                       نه: نه نه                    من: من

دد: دد                              کیف:کی                    هیس: هیس

وقتی دوست داری بری حموم  میری و جلوی در حموم میشینی و موهاتو با به اصطلاح می شوری. خیلی آب بازی رو دوست داری.

وقتی جیش می کنی میری جلوی در دستشویی می ایستی و من رو صدا میکنی یعنی من جیش کردم منو بشور. قربونت برم الهی با این همه شعور.

اسباب بازی هات رو همچنان دوست داری زیاد. بیشتر از همه  پیچ و مهره ها و خونه سازیت رو دوست داری. یک سری از ماشین هات رو هم جمع کردم چون پرت می کردی زمین میشکستن گذاشتم  کمی بزرگتر شی بعد باهاشون بازی کنی.

 به انواع آب میوه علاقه داری، آناناس، انبه و پرتغال... دلستر هم خیلی دوست داری.

پنج شنبه 6 بهمن بود که بردیمت دکتر وزنت 11 کیو و 400 بود اما روز شنبه 8 بهمن به خاطر مریضیت به 11 کیلو و 100 رسیده بودی.

الانم مامانی مهربونت حسابی داره بهت میرسه تا مجددا قوی  و قوی تر شی گلم. الهی فدا خیلی دارو خوردی. ایشالا که دیگه مریض نشی عسیسم.

خیلی خیلی دوست دارم تو اداره که هستم تمام ذهنم پیش شماست. بعد از ظهر ها هم برای رسیدن بهت دلم پر میکشه.

می بوسمت

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

Design By : Night Melody