متین کوچولو

نوشته ‌هاي مامي و بابایی براي متین

 

مامان فدای چشمات بشه الهیییییییییییییییییییییییییییییی

سلام قندک من عسل من

دورت بگردم .....بعدا وبلاگت رو می‌خونی نگی مامان چقدر منو لوس میکنه .چی کار کنم که عاشقتم. تمام وجودم متعلق به توئه

امروز صبح که می‌دادمت به مامانی خواب بودی ، اما دلم نیومد بدون خداحافظی ازت جدا شم یه بوس گنده ازت گرفتم و نازت کردم.

عشق عزیزم این 2 روز تعطیلی خیلی بهمون خوش گذشت. طبق معمول روزهای تعطیل کلی با هم بازی کردیم...مهمونی رفتیم و پارک و ددددددد

مامانی تازه خوب شده .البته خودتم تازه بهتر شدی تب داشتی. هفته پیش 21 ام بابا از مکه برگشت .من و شما و مامانی و بابایی رفتیم فرودگاه پیشواز. شما هم تو فرودگاه هام هامت رو خوردی و تو بغل بابایی خوابیدی ، بعد اونم تا ظهر مهمون داشتیم وساعت 2 بعد از رفتن مهمونا رفتیم شمال تا شام که کلی مهمون داشتیم. شما توی مسیر خوابت نمی برد و مدام اینور و اون ور رو نگاه میکردی. توی تونل که وانمود می کردی می ترسی اما به من ریز ریزکی می‌خندیدی.( الهی قربون خنده هات برم من)

کلی خوابالو بودیم سه تایی . بین مسیر پیاده شدیم و دست و صورتمون رو شستیم و به راهمون ادامه دادیم.

هنوز یه مسافرت توپ نرفتیم سه تایی . بابا قول داده ما رو حتما ببره مسافرت ( البته اگه شما اذیت نشی )

متین گلم شما کم خوابیت رو از ساعت 8 شب تا ساعت 11صبح فرداش جبران کردی و من هم چون رفت و آمد زیاد بود مدام بالا سرت نشسته بودم که به کل مادر و پسر  بیخیال مهمونی شده بودیم( قابل توجه پدر)

این هفته ای هم خاله ها اومده بودن دیدنمون کلی مهمونی بازی کردیم.  روز پدر هم یه دسته گل کوچولوی گل رز و مریم گرفتی دستت و با یه کادوی خوب رفتی دیدن بابایی ( کلی با مزه شده بودی). اما امسال بابایی بابات از پیش ما رفت که همون هفته پیش رفتیم سر مزارش پنج شنبه و جمعه هم براش شیرینی پخش کردیم(الهی خدابیامرزدشون)

باباییت هم کلی برات سوغاتی آورده... یه هلی‌کوپتر قشنگ که خودش روشنش کرد و چون خیلی وارد بود زد زمین شکوندش( طفلی متین)

خوب حالا برات تعریف کنم چه چیزایی یاد گرفتی:

1.       سر سری کردنت دو مدله شده. یه مدل خوب ساده است و یه مدل سرت رو با بدنت عقب جلو می‌بری

2.       وقتی دست میزنیم برات یا موسیقی می‌شنوی پاهات رو با ریتم می کوبی زمین یا دستت رو دور محور مچت می‌چرخونی

3.       پنج شنبه شب دست منو گرفتی گذاشتی رو لبات و صدا درآوردی...منظورت این بود تو بگی آآآآآآآآآآآآ و من دستم رو مدام تکون بدم تا آ - آ- آ  بگی. تا اون جایی که یادم میاد چند روز قبل اون، دو بار این کار رو برات انجام دادم و شما بعد چند روز یادت افتاده این بازی رو انجام بدی.

4.       هنوز سینه خیز نمی ری و نمی شینی تنهایی. ( این جزو یاد نگرفته‌هاته)

5.       توی خونه توریت(پشه بند) کلی بازی بازی می ‌کنی . قل می‌خوری میری داخلش و دوباره قل می‌خوری میای بیرون.

6.       با سقف دهنت یه صدای تق تق درمیاری و انواع پف پفی میکنی.

7.       وقتی دست بندت رو می‌اندازم باهاش بازی می‌کنی و می‌خوای ادامه زنجیرش رو بخوری.

8.       حرف زدنت هم  همون صداهای نامفهوم مثل داد زدنه

9.       تو اوج گریه یه ماما می‌گی یا ما ما ما ما ( چه کیفی داره)

١٠. جذاب ترین کاری که می‌کنی خوردن شصت پاته که خیلی بامزه میشی

١١. وقتی شصت پاتو می مالم به مماغت خیلی می‌خندی

١٢. تو خوابیدن که بی‌همتایی. هر لحظه یه مدل می‌خوابی

 خیلی بیشتر از قبل قلقلکی شدی گلم

به خوردنی هات هم ماست و زرده تخم مرغ اضافه شده که من هنوز از ترس حساسیت بهت زرده تخم مرغ سفت شده ندادم. پوره هویج رو بیشتر از پوره سیب زمینی دوست داری

بزار برات رتبه بندی کنم شدت علاقه‌ات به خوردنی هاتو: سرلاک برنج، فرنی، بیسکوییت شیر، سرلاک گندم ، سوپ، پوره هویج، پوره سیب زمینی و در نهایت ماست

آب رو هم خیلی دوست داری و با فنجون می‌خوری نه با قاشق . برات هیجان داره آخرشم که سیر می شی توش فوت میکنی و بازی بازی

هر روز بیشتر از روز قبل به اسباب بازی علاقمند میشی، الان عاشق دو تا ببری پلاستیکی و پارچه‌ایت هستی 

خدارو شکر که بزرگ شدنت رو می‌بینم

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

الهی مامان دورت بگرده که مریض شدی. فدات بشم عزیزم

من که طاقت مریضیتو ندارم و با گریه هات گریه میکنم.5 شنبه خیلی تب کردی و تمام بدنت دونه های قرمزی زد. ویروس جدیدی بود که متاسفانه اومده بود نشسته بود رو تن پسر من .

امروز چهارمین روز که شما مریضی و به گفته دکتر فردا باید خوب بشی

از تب زیاد چشمای قشنگت کوچولو شده بود و دوست نداشتی از بغل من بیای بیرون .

مامانی قشنگ بابات دقیقا ساعت 13 امروز پرواز کرد به سمت مکه  و 12 روز دیگه میاد ایشالا . پسر گلم شما هم تا اون موقع قول بده خوب بشی و وزن از دست رفته ات رو جبران کنی مامانی. من خیلی دوستت دارم

ایشالا دفعه بعد سه تایی میریم خونه خداجون

بوست میکنم مامانی

نوشته شده در یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

سلام عزیزم

تعطیلات آخر هفته بهت خوش گذشت؟؟؟

معلومه خوش گذشته ...به من که خیلی خوش گذشت ...

از شیرین کاری های جدیدت بگم که هلاکشونم.

یاد گرفتی سرسری میکنی...این کار رو دوشنبه پیش26 اردیبهشت برای اولین بار انجام دادی.

پف پف میکنی و مثل کوچیکی‌هات بازم حباب میدی از دهنت بیرون. پاتو میذاری زمین و خودتو پرت میکنی بالا بعد می‌اندازی پایین. پاهاتو می گیری میاری سمت دهنت.

 الان از بین اسباب بازی هات یه عروسک کوچولو رو دوست داری که با فشار دکمه مامان بابا میگه یا می خنده گریه می‌کنه.

موقع لباس عوض کردن یا تعویض پنپرز یه لحظه هم امون نمی دی . می خوای با سرعت برگردی روی شکمت و بازی کنی. منم نقطه ضعفت رو می دونم قلقلکت میدم سر جات بمونی

چهره ات وقتی داری آب پرتغال می خوری

چهارشنبه پیش رفتیم برات پنپرز خریدیم آخه به مای بی بی حساسیت نشون می دادی. وقتی برات پنپرز بستم کلی باهاش حال می کردی . پنجشنبه تا عصری فقط با هم بازی کردیم و عصری رفتیم مهمونی

جمعه صبح بازم کلی بازی کردیم و بعدش با بابایی رفتیم بهار برات خرید کردیم یه شلوار پیشبندی آبی آسمونی ، یه تی‌شرت سورمه ای ، دو تا کلاه آفتاب گیر سفید و آبی و چند دست لباس تو خونه ای قشنگ و ناز

شما بین مسیر خوابت برده بود که به محض ورود به اولین فروشگاه بیدار شدی و برق لباسا گرفتدت. قربونت برم هر لباسی برات برمی‌داشتم ازت می پرسیدم دوست داری اینو تو هم می خندیدی.

تو هر مغازه ای می رفتیم فروشنده ها باهات بازی می کردن. هی می‌پرسیدن دخملی یا پسملی؟( منم این جمله رو دوست ندارم .آخه کاملا چهره پسرونه داری)

خلاصه خریدت تموم شد و عصری رفتیم خرید خونه رو انجام دادیم و ساعت 9 شب خونه بودیم. به شما که حسابی خوش گذشته بود چون همش بیرون بودی و یه هفته تو خونه بودن رو تلافی کردی.

قربونت برم که اینقدر با احساسی و تو عمق خواب باز دوست داری بازی و خنده کنی. برعکس اینقدرم اون شب خوابت میومد و خسته شده بودی بازم بازی و خنده دوست داشتی منم برات کم نذاشتم و کلی بازی کردم باهات

این بود داستان تعطیلات آخر هفته ما و متین کوچولو

قربونت بره مامان

نوشته شده در یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

Design By : Night Melody