متین کوچولو

نوشته ‌هاي مامي و بابایی براي متین

سلام عزیزم

تعطیلات آخر هفته بهت خوش گذشت؟؟؟

معلومه خوش گذشته ...به من که خیلی خوش گذشت ...

از شیرین کاری های جدیدت بگم که هلاکشونم.

یاد گرفتی سرسری میکنی...این کار رو دوشنبه پیش26 اردیبهشت برای اولین بار انجام دادی.

پف پف میکنی و مثل کوچیکی‌هات بازم حباب میدی از دهنت بیرون. پاتو میذاری زمین و خودتو پرت میکنی بالا بعد می‌اندازی پایین. پاهاتو می گیری میاری سمت دهنت.

 الان از بین اسباب بازی هات یه عروسک کوچولو رو دوست داری که با فشار دکمه مامان بابا میگه یا می خنده گریه می‌کنه.

موقع لباس عوض کردن یا تعویض پنپرز یه لحظه هم امون نمی دی . می خوای با سرعت برگردی روی شکمت و بازی کنی. منم نقطه ضعفت رو می دونم قلقلکت میدم سر جات بمونی

چهره ات وقتی داری آب پرتغال می خوری

چهارشنبه پیش رفتیم برات پنپرز خریدیم آخه به مای بی بی حساسیت نشون می دادی. وقتی برات پنپرز بستم کلی باهاش حال می کردی . پنجشنبه تا عصری فقط با هم بازی کردیم و عصری رفتیم مهمونی

جمعه صبح بازم کلی بازی کردیم و بعدش با بابایی رفتیم بهار برات خرید کردیم یه شلوار پیشبندی آبی آسمونی ، یه تی‌شرت سورمه ای ، دو تا کلاه آفتاب گیر سفید و آبی و چند دست لباس تو خونه ای قشنگ و ناز

شما بین مسیر خوابت برده بود که به محض ورود به اولین فروشگاه بیدار شدی و برق لباسا گرفتدت. قربونت برم هر لباسی برات برمی‌داشتم ازت می پرسیدم دوست داری اینو تو هم می خندیدی.

تو هر مغازه ای می رفتیم فروشنده ها باهات بازی می کردن. هی می‌پرسیدن دخملی یا پسملی؟( منم این جمله رو دوست ندارم .آخه کاملا چهره پسرونه داری)

خلاصه خریدت تموم شد و عصری رفتیم خرید خونه رو انجام دادیم و ساعت 9 شب خونه بودیم. به شما که حسابی خوش گذشته بود چون همش بیرون بودی و یه هفته تو خونه بودن رو تلافی کردی.

قربونت برم که اینقدر با احساسی و تو عمق خواب باز دوست داری بازی و خنده کنی. برعکس اینقدرم اون شب خوابت میومد و خسته شده بودی بازم بازی و خنده دوست داشتی منم برات کم نذاشتم و کلی بازی کردم باهات

این بود داستان تعطیلات آخر هفته ما و متین کوچولو

قربونت بره مامان

نوشته شده در یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

Design By : Night Melody