متین کوچولو

نوشته ‌هاي مامي و بابایی براي متین

عزیز مامان سلام گلم

قرار بود از اولین مسافرتت به مشهد  برات بنویسم ما نشد تا امروز، خودت می دونی چقدر مشغله دارم، مریضم شده بودی که حالا برات تعریف میکنم.

گل پسری داستان مسافرتمون از روز قبل از عید فطر شروع شد اول رفتیم خونه عزیزت و صبح روز عید فطر رفتیم سرخاک بابابزرگت و عصر  هم به سمت مشهد حرکت کردیم.

خوب پسر عزیزم شما در مجموع توی ماشین خیلی خوب بودی از ابتدا تا انتهای مسافرتمون اما از روز دوم مریض شدی و تب کردی و خیلی اذیت شدی این بود که زودتر راه افتادیم اومدیم به سمت آمل تا بیشتر از این اذیت نشی.

شام رو توی مسیر یه جای خوب نگه داشتیم و خوردیم. برای شما هم از خونه سوپ درست کرده بودم و ریخته بودم توی فلاکس . حسابی گرم مونده بود تو هم بی انصافی نکردی و همش رو خوردی( نوش جونت)

نیمه شب بود( 3 صبح) رفتیم خونه دختر عموی بابایی و همون جا خوابیدیم و صبح  ساعت 9 و نیم دوباره به راهمون ادامه دادیم تا ساعت 2 و نیم بعد از ظهر رسیدیم مشهد. نهار رو  توی یه پارک خوردیم و  رفتیم به هتل صدا و سیما . و به محض ورود  حسابی رفتی آب بازی و شست و شو.

اما همون شب تب کرده بودی و تا صبح با دستمال مرطوب شده بدنت رو خنک کردم. تا کمی بتونی بخوابی وگرنه نمی تونستی از شدت تب بخوابی.  صبحش با استامینافن بهتر شدی اما از شدت بی تابی یه لحظه آروم نمی گرفتی.  برای نهار رفیم تو کمپ و یه جای خیلی خوب چادر رو باز کردیم و مشغول نهار درست کردن. اما شما موقع نهار خوردن بی تابی کردی و در نهایت همه رو برگردوندی.  حسابی اون روز اذیت شدی و ما تا اون موقع هنوز زیارت نرفته بودیم.

به هر حال عصر که شد بابایی دید هم من خیلی مریضم هم خودش و هم شما و بقیه تا حدی این بود که تصمیم گرفتیم برگردیم آمل. خیلی سریع رفتیم زیارت البته فقط من و عزیزت چون بابا و عمه هات صبح زود رفته بودم. اما از بدشانسیم درهای حرم رو برای نماز بستن و من تنها یه لحظه ضریح آقا رو دیدم و دعا کردم. شما م از دور زیارت کردی.

خیلی حیف شد قرار بود طلای نذریت رو بدم و موهات رو کوتاه کنیم و در ازای وزنش پول یا طلا بدیم که هیچ کدوم عملی نشد. اشکال نداره ایشالا دفعه بعد.

به هر حال ساعت 9 شب کمی سوغاتی برای مامانی اینا خریدیم و به سمت آمل حرکت کردیم . توی مسیر ساعت 5 صبح بود خوابیدیم و تا ساعت حدود 3 بعد از ظهر رسیدیم آمل. خیلی مریض بودی به حدی که تا دو هفته تمام ادامه شد و این باعث شد حسابی وزن کم کنی و برای اولین بار  آنتی بیوتیک بخوری

خداروشکر بعد از این دوره درمان خوب شدی و الان بهتر غذا می  خوری و دوباره  وزنت به حالت اولیه داره برمی گرده

دوباره میام و برات می نویسم عشق مامانی

 بوس

نوشته شده در دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

Design By : Night Melody