متین کوچولو

نوشته ‌هاي مامي و بابایی براي متین

سلامممممممم سلامممممممم

عسل دلم  هر وقت بصدات می کنم و میگم عسل... بهم میگی هوممممممم

بعدش خودت می گی مامان عسل لالا ،‌عسل آبه ،‌عسل به به .....

پسر گلم با این همه شیرین کاری و خوشمزگیت نمی دونم چه طوری خدارو شکر کنم

هر روز شیرین و شیرین تر میشی

هنوز داری دندون در میاری و از درد و رنجش در امون نیستی ،‌دستت مدام داخل دهنته و هر وقت بهت میگم عزیزم دستت رو از دهنت بیرون بیار گوش می دی و اما دوباره داخل دهان.

الان چند وقتی هست که به دیدن انیمیشن و کارتون و به ویژه برنامه های عمو های فیتیله و عمو قناد علاقمند شدی و مدام بهم می گی ماما شی دی ... شی دی .

موقع غذا خوردن که بی معطلی باید برنامه های ضبط شده رو ببینی و همراه اون غذا بخوری ... بابات رو مجبور میکنی که برنامه تلوزیون رو عوض کنه تا شما شی دی ببینی.

شی دی های مورد علاقه ات :با نی نی 1 تا 5؛‌عمو قناد، عموهای فیتیله،‌ بره های ناقلا، انیمیشن های متنوع که از تلوزیون پخش میشه ،‌داداش سیا و ماجراهای خفن.

الهی مامان فدات شه؛ هر وقت می بینی دمپایی هام رو داخل آشپزخونه نپوشیدم میاریشون پام می کنی منم دستای کوچولوت رو می بوسم و بغلت می کنم پسر نازم.

به دلیل علاقه زیادت به بستنی میری در فریزر رو با اون حالت نازت(‌چشمهات رو به هم فشار میدی و حسابی تلاش میکنی تا باز شه) و میگی ماما ارده ارده. (‌اخیرا به خوردنی هایی که اسمشون رو نمی دونی میگی ارده)

هر چی دستت بیاد از پنجره آشپزخونه میندازی داخل حیاط از جمله دمپایی من.

برای خودت یه دمپایی ست پارکت خونه مامانی خریدی و گذاشتی کنار دمپایی مامانی و هر وقت مامانی دمپاییش رو پا میکنه شما هم این کار رو میکنی.

همچنان عاشق تماشای چرخ و فلک از لای نرده های بالکن هستی.

نیمه شعبان خونه باغ بودیم اما همش بارون و مه  و گل بود شما هم لباس زمستونی پوشیده بودی و از خونه زیاد نیومدی بیرون .

خیلی توی راه از تونل خوشت اومده بود و داخلش جیغ میزدی با اون صدای نازت.

دلم می خواد تقریبا قورتت بدم.

می بوسمت

 

 

نوشته شده در شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط مامان نونویو نظرات () |

Design By : Night Melody